| 1-گروه داركوب تقريباً همان گروه همايون نصيري است با كمي تغييرات. گروهي كه در هفته موسيقي معاصر، جنجاليترين گروه بود و بيشترين استقبال از مجموع گروهها را به خودش اختصاص داد. 2-حضور محمدرضا گلزار و حامد بهداد سورپرايز برنامه است كه با حضور محمدرضا گلزار به عنوان نوازنده و حضور مجدد در سالنهاي كنسرت، براي مخاطبان اين غافلگيري تشديد ميشود. 3-صمد طالقاني يك كنسرتگذار حرفهاي است. نوه آيتالله طالقاني حتي در سختترين لحظات برنامه و طي مراحل نااميد كننده و بيپايان اداري باز هم برخورد خوب و لبخندش را از دست نميدهد. 4-چند روز بعد از كنسرت قرار است آلبوم گروه داركوب به بازار بيايد، آلبومي همنام گروه و با حضور همان اعضايي كه در كنسرت هم اجراي برنامه خواهند كرد. 5-همايون نصيري آنقدر خسته است كه ميگويد دوست دارد همانجا پشت سازها بخوابد. 6-همايون سرپرست گروه است. 7-اين گزارش سختترين گزارشي است كه تا به امروز نوشتهام، گزارشي در ساعت هشت شب، در يك كافيشاپ با حضور مشتريان زياد و زنگهاي مداوم از چلچراغ و فرصت كمي كه دارم. گفتوگو با همايون نصيری از همايون نصيري تا داركوب ميگويند بهترين نوازنده پركاشن ايران است. خودش اما ساكتتر از همه اعضاي گروه است و هيچ حرفي درباره موسيقي و نوازندگياش نميزند. او حتي گروهي را كه به نام خودش بود منحل كرده و گروه داركوب را تشكيل داده است. فقط به اين دليل كه سطح موسيقياش را بالا ببرد. كنسرت گروه داركوب شايد پرتقاضاترين كنسرت در چند ساله اخير باشد، برنامهاي كه همايون نصيري سرپرست موسيقيايي آن است. -اين همه اسم، حالا چرا داركوب؟ اسمي است كه از قديم و مدتها پيش به دنبالش بوديم. داركوب پرندهاي است كه به نظر من خودش پركاشنيست است و در ضرباتش ريتم و ضربات منظم و حساب شده را دارد، ضمن اينكه گروه ما گروه سازهاي كوبهاي است و داركوب هم «كوب» را در اسمش دارد. به همين دليل به نظر من داركوب اسمي متفاوت و مناسب براي ما و يك گروه موسيقي بود كه ما انتخاب كرديم. -ذهنيت اجراي چنين برنامهاي با حضور چهرههاي مشهور سينما كجا به سراغت آمد؟ از سال 81 من و رضا گلزار به دنبال اجراي اين برنامه بوديم كه تا به امروز ادامه پيدا كرد و خدا را شكر به نتيجه هم رسيد. قبل از اين كه اين برنامه را اجرا كنيم، من درگير انجام كارهاي پاپ و كنسرتهاي موسيقي و در واقع انجام كار ديگران بودم و گلزار هم مشغول بازي در فيلمهاي مختلف سينمايي بود. ولي الان اولويت اول هر دويمان موسيقي است. البته حامد را نميدانم. -اين برنامه هم ادامه همان برنامه هفته موسيقي معاصر خواهد بود؟ متفاوت با آن برنامه است، ولي باز مبناي اصلي اينجا هم ريتم است. در اين برنامه هم سازهاي هارمونيك و ملوديك زينت دهنده و در خدمت سازهاي كوبهاي هستند. در واقع كنسرت، كنسرت سازهاي كوبهاي است، ولي چون اين سازها به تنهايي براي كنسرت خسته كننده هستند (براي مخاطب عام) و ما هم تصميم داريم كه طيف وسيعي از مخاطبان را براي اين كنسرت پوشش دهيم، به همين دليل به تلفيق سازهاي كوبهاي با سازهايي مثل گيتار باس، ترومپت و كيبورد و پيانو، پرداختهايم. -خوانشها و vocalها هم در ادامه همين روند است؟ در خواندنها متفاوت عمل كردهايم و بيشتر سعي كردهايم آواي موسيقي ايراني را استفاده كنيم و به اضافه ريتمخواني بر اساس ريتم جنوبي و آفريقايي. -ايده اجراي آهنگي از ناصرعبداللهي از كجا آمد؟ بيشتر اعضاي گروه ما از قديم با ناصر فعاليت داشتهاند و چون سالگرد درگذشت ناصر هم نزديك است، ميخواهيم در اين برنامه از او هم يادي بشود و از يادها نرود. به همين دليل آهنگ (يمبو صحنه) را با صداي خود ناصر عبداللهي اجرا خواهيم كرد. -چرا در اين برنامه موسيقي و پركاشنهاي لاتين و بومي را تلفيق كردي؟ به نظرت شباهتي بين اين دو سبك وجود دارد؟ صد در صد شباهتي وجود دارد. من و گلزار پركاشن لاتين ميزنيم و حبيب مفتاح بوشهري هم سازهاي ضربي و كوبهاي مناطق جنوب ايران را به همراه سازهايي كه خودش درستشان كرده است. و تلفيق اين سبكها و ريتمها به نظر من فوقالعاده و استثنايي است. من مطمئنم كه در آينده به تركيبهاي بهتري درباره اين سازها خواهيم رسيد. -در يكي دو سؤال قبل گفتي كه vocal گروه بر پايه ريتمهاي محلي و آفريقايي و جنوبي است، حامد بهداد قدرت چنين اجرايي را در چند سبك و ريتم دارد؟ مطمئناً. بدون تعارف ميگويم حامد در خواندن واقعاً مسلط است. حامد اصالتاً بچه مشهد است و ساكنان اين منطقه به طور غريزي خوب و عالي ميخوانند. -به اجراي گروه چقدر خوشبيني؟ خيلي زياد. ما براي اين برنامه زحمت زيادي كشيدهايم و مطمئناً بايد به آن خوشبين باشيم. -با وجود چهرههاي مطرح سينمايي و موسيقي فكر نميكني حواشي خود به خود به سراغ گروه بيايند؟ اين اتفاق نميافتد. نبايد هم بيفتد. ما افرادي هستيم كه دور هم جمع شدهايم و ساز و موزيك ميزنيم. موسيقيمان هم حاصل يك كار گروهي است كه در آن خبري از خواننده محوري نيست و بر خلاف گروههاي پاپ گروه ما ساز محور است و خواننده سالار نيست. پس دليلي براي حاشيه وجود ندارد. ما ميخواهيم تا مدتهاي طولاني در كنار هم موسيقي كار كنيم. تجربه يك كار تيمي موفق اجراي كنسرت گروه داركوب را پيوند بين موسيقي جدي نواحي مختلف با موسيقي كاملاً پاپيولار از نظر مخاطب پسندي ميداند و اعتقاد دارد كه تجربه بسيار موفقي خواهد بود. پركارترين كنسرتگذار داخلي به نظر ميرسد كه همه تمركزش را در كنسرتگذاري بر روي موسيقي ساز محور و بدون كلام گذاشته است؛ تجربهاي كه او حتم دارد كه ذهن و گوش موسيقي اجتماع را پالايش خواهد داد. صمد طالقاني منتظر تمام شدن كنسرت گروه داركوب است تا خستگي چند ماههاش را با يك مسافرت در كند. -تقسيم وظايفتان در برگزاري اين كنسرت چگونه بود؟ كار ما اصلاً كار كاناليزه شدهاي نبود و اين طور نبود كه وظايف صد در صد مشخص داشته باشيم و بيشتر مسئوليتها و كارهاي هم را پوشش ميداديم. مثلاً در جايي كه من نبودم، كار من را گلزار انجام ميداد و گاهي كار او و همايون را من انجام ميدادم. واقعاً براي گرفتن مجوز و برگزاري اين برنامه خيلي زحمت كشيدهايم و خسته هم شدهايم. ولي من خوشحالم كه كار تيمي و گروهي موفقي را انجام دادهايم و نتيجه زحمتهايمان مأيوس كننده نبوده است. -با پركار شدن فعاليتهاي حوزه هنري، كنسرتهاي تو هم با مجوز حوزه بيشتر شدهاند، تو كنسرتگذار حوزه هنري هستي؟ نه، من كاملاً مستقلم. شايد الان چنين چيزي به نظر بيايد، ولي واقعاً اين طور كه تو ميگويي نيست. كنسرتهاي چند ماه اخيرم را در فرهنگسراي ارسباران و نياوران با مجوز ارشاد برگزار كردم. من بسته به ماهيت هر برنامه و با وجود محدوديتهاي موجود براي رزرو سالن و اجراي برنامه در تهران، سالن را انتخاب ميكنم و اينكه كدام نهاد سالن مناسب براي برگزاري برنامه را از نظر امكانات و ظرفيت مخاطب داشته باشد، چيزي نيست كه در اختيار من باشد. مثلاً كنسرت موسيقي هفته معاصر را با مجوز ارشاد در فرهنگسراي ارسباران با ظرفيت 350 نفر در هر اجرا در هشت سانس برگزار كرديم و الان با توجه به استقبال فوقالعاده مخاطبان نيازمند سالن بزرگتري بوديم كه در اختيار حوزه هنري بود. به همين دليل هم الان با حوزه هنري همكاري ميكنيم. -با وجود مجوزهايي كه حوزه هنري مستقلاً صادر ميكند و اعتراض وزارت ارشاد را هم به دنبال داشته، براي اين برنامه مشكلي پيش نيامد؟ اين طور شايع شده بود كه براي اجراي گروه ما مشكل پيش آمده، ولي واقعيت ندارد. براي ما كه مشكلي پيش نيامد و گويا خوشبختانه اين طور هم كه شنيدهام مسائل و مشكلاتي هم كه بين ارشاد و حوزه هنري وجود داشت حل شده و بايد از اين به بعد شاهد كنسرتهاي بيشتر و آلبومهاي مجوز گرفته متفاوتي در جامعه باشيم. براي جامعه موسيقي و نوازندگان و هنرمندان تداوم برنامه و اجراهاي زنده مهم است و اجرا شدن برنامههايشان اولويت دارد. -برنامههاي بعديات براي كنسرت؟ اجراي گروه خنيا (پري ملكي) در تاريخ 10 تا 12 آبان به همراه اجراي برنامه گروههاي بابك رياحي پور و آنسامبل پيتر رياحيپور و كسري ابراهيمي كه فعلاً در حال انجام مقدماتش هستيم. -الان پركارترين كنسرتگذار ايراني؟ نميدانم، هستم؟ ايدهاي ندارم. من واقعاً آرزوي اين را دارم كه چند برنامهگذار ديگر هم به اندازه من كار كنند. اين حوزه و حوزه كنسرتگذاري، حوزهاي است كه بايد همه در آن كار كنند و دست در آن زياد باشد. الان جامعه امروز موسيقي ما، فقدان كنسرتگذاراني مثل بابك چمنآرا، ياشار درفشي و ماهان ابراهيمي را حس ميكند. من اميدوارم كه اين دوستان بيايند و به فعاليت ادامه بدهند، چون من معتقدم ما به اندازه گروههاي موسيقيمان نيازمند كنسرتگذار هستيم. درباره خودم هم تصميم دارم كه حجم كاريام را كم كنم و بيشتر روي چهار پنج گروه خاص تمركز كنم تا واقعاً انرژي براي انجام كارهاي بزرگتر را داشته باشم. پشت صحنه تمرين گروه داركوب -چند روزي ميشود كه منتظر اجراي موسيقي و تمرين گروه داركوب براي گرفتن گزارش پشت صحنه هستم، ولي از شانس خوب من، حامد بهداد شديداً سرماخورده و نميتواند سر تمرين بيايد، موبايلش هم خاموش است. محمدرضا گلزار از چلچراغ دلگير است و مصاحبه نميكند تا حسن نيت ما را ببيند (ما هم كه آخر حسن نيتيم)، همه برنامهها هفت ساعت جابهجا شده است، تمرين اول همزمان با آخرين روز صفحهبندي چلچراغ است و ... نااميد نااميدم. -تالار انديشه حوزه هنري محل كنسرت و تمرين گروه داركوب است. گروه صدا از ساعت 9 صبح آمده ولي هنوز سازها نرسيدهاند. سرپرست گروه و محمدرضا گلزار و صمد طالقاني مدام بين حوزه هنري، اداره اماكن، پليس امنيت و ... در حال چرخيدن هستند، با اين وضعيت اميدي به گرفتن گزارش و حتي تمرين گروه ندارم. -برنامهاي كه قرار بود از ساعت 9 صبح شروع شود، ساعت چهار بعدازظهر تازه با چيدن سازها شروع ميشود. چيدن سازها براي كنسرت و صداگيري از آنها يعني تازه اول بدبختي. -خستگي از سر و صورت همه ميبارد، مخصوصاً همايون نصيري و محمدرضا گلزار و صمد طالقاني كه انگار چند روز است نخوابيدهاند. ميگويند واقعاً هم همينطور است. به عكسها كه نگاه كنيد، به راحتي چنين حسي را درك ميكنيد. -تا چند روز قبل همه اعضاي گروه سرماخورده بودند به غير از حامد بهداد. در فاصله دو روز مانده تا اجراي برنامه گروه، سرماخوردگي خواننده گروه و خوب شدن ساير اعضا بدترين اتفاقي است كه ممكن است براي يك گروه بيفتد. آن هم به شدتي كه خواننده حتي قدرت رساندن خودش به تمرين را هم نداشته باشد و موبايلش را خاموش كند تا استراحت كند. -در چيدن سازها محمدرضا گلزار بيشتر از همه فعال است، همه سازها را جابهجا ميكند. صداي همه را امتحان و ميكروفنها را چك ميكند، درباره صداي سازها نظر ميدهد و... او انگيزه زيادي براي حضوري دوباره در يك كنسرت موفق موسيقي دارد. -حبيب مفتاح بوشهري متفاوتترين چهره برنامه و تمرين است، چه از نظر ظاهر متفاوتش و چه از نوع سازهايي كه ميزند. -صمد طالقاني خواب بدي ديده است كه تعريف كردنش باعث خنده و شوخي ميشود. خوابي كه براي خودش اصلاً جذاب نبوده و باعث شده كه از ساعت چهار صبح به بعد خوابش نبرد. دنبال رابطه بين خواب صمد و تعطيلي كنسرت ميگرديد؟ -اميد حاجيلي نوازنده مطرحي در سازهاي بادي است. البته او ركورددار طولانيترين زمان مجوز گرفتن يك آلبوم موسيقي است، آلبومي با حضور پنج و نيم ساله در ارشاد با عمري نزديك به هشت سال. اما او خبر مجوز گرفتن آلبومش با نام Allegro را ميدهد و باعث خوشحالي گروه خسته داركوب ميشود. -استيج تالار انديشه موزه انواع سازهاي ضربي و كوبهاي تمام نقاط جهان است. از سازهاي ابداعي تا سازهاي مطرح و گمنام در روي استيج به چشم ميخورند. -محمدرضا گلزار اگر تا ديروز خوب گيتار ميزد، در تمرين و sound check هم نشان ميدهد پركاشن را بهتر ميزند. -همايون نصيري و حبيب مفتاح بوشهري، به همراه گلزار بار اصلي برنامه و قسمتهاي مهيج آن را بر دوش داشتهاند. در تمرين كه اين طور به نظر ميرسد. -سازها چيده و صداها چك و محل سازها و ميكروفنها كه مشخص ميشود، مديريت سالن ميآيد و ميخواهد كه گروه سازها را جمع كند، چون يك گروه ميخواهد كليپ تهيه كند و جالب اينكه تمام چهار پنج ساعتي كه صرف جابهجايي سازها و چيدمان و صداگيري آنها شده، با اين كار پوچ ميشود. پا در مياني و مطرح بودن كار خودش را ميكند. گلزار وارد كارزار ميشود و همه چيز ختم به خير ميشود. نويسنده : رسول ترابیمنبع:  |
0 نظرات:
ارسال يک نظر